وقتی دستفروش می‌گوید 20هزار کتاب الکترونیک، یعنی شما هر جور حساب کنی با دو دو تا چهارتای اداری ِ سیستم فرهنگی ما حالا حالاها به دست‌آمدنی نیست.

کتاب سوم ـ عباس حسین‌نژاد

ارتباط کتاب با فضای دیجیتال و فضای مجازی، دیگر چیز غریبی نیست.؛ چه در حوزه آنلاین چه آفلاین!
شما اگر عابر ِ پیاده‌ی راسته‌ی کتابفروشان خیابان انقلاب باشید بی‌شک به دستفروشانی برخواهیدخورد  که کتاب‌های (کتابخانه) دیجیتال را با تقسیم‌بندی‌های خوب موضوعی در قیمتی نه چندان گران در اختیار شما قرار می‌دهند. بماند که چند ماهی است کتاب‌های صوتی نیز به این بساط اضافه شده و بایگانی عظیمی از کتاب‌ها را به صورت صوتی (اعم از باکیفیت و بی‌کیفیت) به سمع شما می‌رساند و می‌توانید در حالی که پشت فرمان نشسته‌اید یا در تخت دراز کشیده‌اید گوش به کتاب دهید و البته باید شانس بیاورید خواننده‌ی! کتاب خوش صدا باشد!
ماجرای مهم‌تری که باید به آن فکر کرد و درباره آن جدی‌تر بود بحث ارائه این کتاب‌ها از مجرای رسمی است، مجرای رسمی نه منظور من قوانین دست و پاگیر ِ بوروکراسی ِ اداری است که بیشتر، آن قسمت  مد نظر است که حق مولف کجاست؟ و قانون نصفه و نیمه کپی رایت در ایران چه می‌شود؟ و این که چرا تولید کتاب‌های ِ مثلاً صوتی در برخی سازمان‌های فرهنگی اینقدر گران است و چرا از فرمول‌های ساده‌تری که در جریان ِ «بازار» است استفاده نمی‌شود.
حجم اطلاعاتی که تحت عنوان کتاب‌های الکترونیک و کتاب صوتی از طریق دستفروشان ارائه می‌شود ـ فارغ از پخته‌خواری تولیدکنندگان ـ چیزی معادل چند سال کار ِ مدام ِ یک سازمان فرهنگی است؟ تازه آن هم به شرطی که سه شیفته کار کند و فقط کتاب الکترونیک تولید کند و خسته هم نشود.
وقتی دستفروش می‌گوید 20هزار کتاب الکترونیک، یعنی شما هر جور حساب کنی با دو دو تا چهارتای اداری ِ سیستم فرهنگی ما حالا حالاها به دست‌آمدنی نیست
بگذارید ساده‌ترش کنم؛ اتفاقی که دارد در حوزه بی‌انسجام ِ تولید کتاب‌های الکترونیک(چه پی‌دی‌اف چه صوتی) از طریق ساز و کارهای داوطلب در فضای فرهنگی ِ زبان فارسی می‌افتد، توسط هیچ نهاد دولتی قابل تقلید نیست .

کتاب سوم ـ عباس حسین‌نژاد